قهرمان ميرزا عين السلطنه
3501
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
دامان فقط مال ايلات است زيرا نديده بودند جز در تن آنها ) . مختصر هردقيقه شكرى مىكنم . خدا را كه رفع بيكارى و تنهائى من از بيرون و اندرون شد . ذلت سپهدار للّه الحمد سپهدار ذليل شد . اقتدار السلطنه رفت طهران ، امير اسعد مبتلا شده ( اگرچه از امير اسعد در اين مدت ظاهرا بىلطفى نديدم و ممنونم ) افاده رودبارى به آخر رسيد حضرت اشرف حضرت اشرف گفتنشان تمام شد . از بهمن بايد صحبت بدارند . شيخ محمد على هم انشاء اللّه نزديك است مثل آنها شود . عمرش به آخر رسيد . التماس دعا مىكند . صبورى اما پلتيك خودم را به هيچوجه تغيير نداده به همان مسلك رفتار مىكنم . كمظرفى براى مرد بد است . صبر و حوصله و مدارا در هرصورت خوب و عاقبت نيكو دارد . اگر در اين مدت من حوصله نداشتم و اندكى شتاب و سختى در كارها مىكردم و اين ثبات را در مقابل اين همه شدايد و ناملايم به خرج نمىدادم صد مرتبه كارم خراباندرخراب بود . صبر و اميد و ثبات هرچند تحملش دشوار است . ليكن نتيجهء خوش دارد . هركس روزنامهء اين مدت مرا بخواند خواهد دانست كه من به چهاندازه تحمل شدايد اينجا و طهران و قزوين را كرده و پوستكلفت بودم . سهشنبه يازدهم - هوا خنك شده اول زحمت و سختى اينجاست . خدا به داد برسد . آذوقه آدم و حيوان بسياربسيار كم است . آنچه تخم به زمين ريخته شده نداده است مگر بهاره ، آن هم كاه ندارد . سيد بزرگ هنوز اجارات را روانه نكرده آنان مبلغ كلى بايد بدهد و جان مىكند . اخبار اراجيف اخبارات نمىرسد مگر اراجيف كه شاه سرخهحصار نزديك طهران است . سالار الدوله از راه قم طهران مىرود . عباس خان چنارى با پسر داود خان خمسه را گرفتند . در قزوين مجاهدهاى جديد و بختيارى بسيار وارد شده و شلوغ است . موثق ديوان كاغذى نوشته و دو شيشه عطر روانه نموده بود ليكن ابدا اخبارى نداشت و بسيار خوب